رها کردن ظروف یکبارمصرف در خیابان ها و معابر جز بواسطه فقر فرهنگی رخ نمی دهد ‎

رها کردن ظروف یکبارمصرف در خیابان ها و معابر جز بواسطه فقر فرهنگی رخ نمی دهد ‎

رها کردن ظروف یکبارمصرف در خیابان ها و معابر جز بواسطه فقر فرهنگی رخ نمی دهد ‎

ظروف یکبار مصرف ‏چندین سال است حضور قدرتمندی در زندگی مردم ایران و البته دنیا دارد.

 زندگی روزمره مردم ایران و البته برگزاری مراسم ‏نذری ایشان، شاید بدون استفاده از ظروف یکبار مصرف در اشکال و اندازه های مختلف غیرقابل تصور به نظر می رسد ‎ .

ایام محرم که می رسد بازار نذری دادن و نذری گرفتن داغ می شود. در انتهای هر شب از ایام محرم خیابان ها و کوچه ها پر می شود از ظروف یکبار مصرف. ‎ این مشکل بزرگ در حوزه فرهنگی قابل بررسی است چراکه رها کردن زباله های ‏پلاستیکی در خیابان ها و معابر جز بواسطه فقر فرهنگی رخ نمی دهد ‎ .‎

حجم قابل توجه حضور ظروف یکبار مصرف در کوچه ها و خیابان ها یکی از مسائلی که در آستانه فرا رسیدن این ایام مورد توجه مسئولان قرار می گیرد. آماده باش پاکبانان و پاکسازی معابر از ظروف یکبارمصرف، یکی از برنامه‌های مسئولان شهری در این ایام است که بار سنگینی را به پاکبانان تحمیل می کند ‎ .توجه ویژه به توسعه فرهنگی در حوزه نگهداری و حفاظت از محل زندگی و محیط زیست همان ‏حلقه گمشده ای باشد که می بایست مورد توجه حداکثری مسئولان قرار گیرد.

توسعه فرهنگی چیزی نیست که بتوان آنرا به مردم خوراند یا تزریق کرد، آنچه در قالب توسعه فرهنگی و رشد رفتارهای اجتماعی ‏در جوامع پیشرفته شکل گرفته ناشی از رفتارهای تربیتی بویژه در سنین کودکی و خردسالی است، این مهم ‏متاسفانه در کشور ما بویژه در میان خانواده ها و آموزش و پرورش مورد بی توجهی بسیار قرار گرفته و آسیب ‏های اینچنینی را منجر شده است.‎

چندی پیش پس از برگزاری یکی از مسابقات فوتبال بین ایران و کره در استادیوم آزادی، تماشاگران کره ای بلافاصله ‏پس از اتمام بازی شروع به جمع آوری زباله از میان صندلی ها کردند، اصرار بر انجام چنین اقدامی در ‏یک کشور بیگانه تنها می تواند حاصل یک کار فرهنگی ریشه دار و تربیت اصولی باشد، به گونه ای که ‏فرد فارغ از اینکه در کجا، در چه ساعتی از شبانه روز و در چه محدودیت ها و معذوریت هایی قرار گرفته ‏نسبت به انجام یک کار ارزشی اقدام کند. ‎جالب اینجاست که تیم فوتبال کره جنوبی آنروز در برابر تیم ‏ایران مغلوب شده بود ‎ .‎

 

بی گمان رفع این معضل در ایران نیازمند کار فرهنگی بزرگ و ریشه ای است، کار بزرگی که اینروزها ‏برخی در قالب نذر فرهنگی به آن ورود پیدا کرده و دیگرانی را نیز با خود همراه کرده اند، هرچند آنچه ‏به عنوان معضل در این ورطه شناخته می شود محدود به این ایام نیست و در واقع آنچه در این ایام این ‏معضل را بیشتر به چشم می آورد حجم عظیم زباله ای است که اتفاقا در پایان یک اقدام کاملا ‏فرهنگی و مذهبی مشاهده می شود و حاصل رفتاری است که به کل با تعریف نذر که همانا خیر ‏رساندن به جهت طلب خیر برای خود یا دیگری است در تضادی عمیق قرار دارد.‏

شاید لازم باشد این روزها جامعه را با سطل های زباله آشتی دهیم، سطل های کثیفی که دوستشان ‏نداریم، اما واقعا دوست داشتنی هستند، البته اگر فرهنگ تفکیک زباله در ایران به وضعیت مطلوبی ‏ارتقا پیدا کند، این سطل های زشت و بدبو و بد ترکیب نیز وضعیت بهتری پیدا می‌کنند و محتویاتشان به ‏طلای سیاه واقعی تبدیل شده و علاوه بر کاهش آلودگی های زیست محیطی حاصل از رها کردن زباله ‏های بویژه تجزیه ناپذیر در سطح شهرها و روستاها و طبیعت، به ایجاد ارزش افزوده بالا حاصل از فرآوری ‏طلای سیاه کمک می‌کنند.‏

بسیار ضروری است در مقطع کنونی تلاش در جهت رشد فرهنگی و آگاهی جامعه را در اولویت برنامه های فرهنگی قرار داده بگونه ای که بدانیم زباله هایمان را بدون اجبار و از سر آگاهی تفکیک کنیم و مسئولیت اجتماعی مان را آنچنان که باید و شاید در قبال پاکیزگی شهرها و روستاهایمان به انجام برسانیم و در این راستا مسئولان نیز تجهیزات و زیرساخت های لازم هم آنچنان که باید در دسترس عموم قرار بگیرند.

بالا